نیک میدانید در شرایط پرآشوب شورا و شهر، خطر کردم و حذر نکردم از پذیرش مسئولیتی که نه صاحب داشت و نه راغب
پذیرفتم تا در بحرانیترین شرایط شهرداری ـ که گریبانش (به دلایلی که همگان میدانند) در دست عدلیه بود و جیبش تهی، خدمت به مردم منقطع نگردد و دستکم موج عصیان و اعتراض علیه این نهاد خدمتگزار فرو نشیند. هشتاد روز ـ بیدریغ
و بیدرنگ ـ جهد کردم و بهخاطر رضایتی که فراهم شد بدین جهد و جهاد خرسندم.
اینک اما در شرایطی که کار بر مدار است و شهر در امان؛ سعی و رأی شما بر این است که بنده را از حمل این بار گران معاف
نمایید، اما از آنجاییکه که گمان کردم شاید مانعی در بیان صریح و بهنگام این رأی وجود داشته باشد، پیشدستی کرده و استعفای خود را بحضورتان تقدیم مینمایم.
در پذیرش آن از سوی شما تردیدی ندارم ؛اما بر تسریع آن مُصر و ممنونم.
دستان یکایک کارگران عزیز شهرداری را میبوسم و از همراهی و همیاری همکاران خوبم سپاسگزارم.
امیدوارم خداوند همه کسانی که همّ و غمی جز اندوختن توشه آخرت ندارند در پیشگاه خود سرافراز گرداند.
علی محمد نوری
